غيو به كسر اول و ثانى مجهول بر وزن ديو آواز و صداى بلند و رسا را گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص643) 
مخفف غريو است و آن را غو نيز كويند چنانكه مرقوم شد فردوسى كفته غوديده بشيند دستان سام بفرمود بر چرمه كردن لكام حكيم منوچهرى واضحتر كفته بسحركاهان ناكاهان آواز كلنك راست چون غيو كشد صفدر در كردوسى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص536) 
- [بوزن ديو] يعنى بانگ و فرياد. مثالش حكيم سنائى فرمايد: بيت صدمت صور و غيو تو گه جنگ هر دو همره چو رنگ با ارتنگ و غو نيز گويند - بفتح غين - [3]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص939) 
[اسم][فارسی]آواز و صداى بلند و رسا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2502) 
(اسم) آواز و صداى بلند. مخفف غريو. ←ه. م. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2076) 
غلبه را گويند.اسدى طوسى گويد: غو پيشرو خاست اندر زمان#كه آمد بره چار ببردمان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص167) 